
این در حالی است که امروز، برخی کشورها (از جمله فرانسه) با خرید فله ای خرما از ایران و فرآوری آن، اقدام به صادرات مجدد آن کرده و سود زیادی نیز از این طریق نصیب خود می کنند. کم توجهی یا بی توجهی متولیان صادرات خرما به اصول اولیه مدیریتی و بازرگانی، حضور قدرتمند مافیای خرما در کشورهای جهان سومی و سنتی بودن تولید خرما در ایران، از جمله دلایل توسعه نیافتن این صنعت در کشور است. واکاوی مشکلات فوق، آسیب شناسی روند کنونی صادرات خرما و در نهایت چگونگی برون رفت از شرایط موجود مضمون سوالات ما از «محمد هاشم پور» نایب رییس انجمن خرمای کشور است. وی درباره اوضاع کنونی صنعت خرمای ایران می گوید: «هر ساله نزدیک به نیمی از خرمای ایران به دلایل گوناگون از بین می رود، این در حالی است که این مقدار می توانست خوراک صنایع تبدیلی ما باشد.»
* در حال حاضر سطح زیر کشت خرمای ایران چقدر است و از این مقدار سطح زیرکشت، چقدر خرما تولید می شود؟
تولید خرمای ایران به طور میانگین یک میلیون تن در سال یا کمی کمتر از آن است. این یک میلیون تن از حدود 230هزار هکتار سطح زیرکشت به دست می آید.
با توجه به این آمار و ارقام درخواهیم یافت که میزان تولید خرما در ایران بسیار پایین تر از میانگین جهانی است.
به طوری که ما در حال حاضر بین 4 تا 5تن خرما در هر هکتار تولید می کنیم، اما این رقم برای کشوری مثل مصر، حدود 30تن در هکتار است.
* چه مشکلاتی باعث شده است که ما به این شرایط دچار شویم؟
عمده ترین مشکلی که ما در عملکردهایمان داریم، نادیده گرفتن اصول مدیریتی و عدم رعایت فواصل کشت درختان است. معمولا فاصله نخل ها از هم باید 8متر باشد تا نور به اندازه کافی به آنها بتابد و میزان باردهی شان افزایش یابد. این در حالی است که کشاورزان ایرانی به طور معمول درختان را در فواصل 6متری از هم می کارند که این موضوع هم در نهایت منجر به افت کیفیت و کاهش قیمت خرمای آنها می شود.
* صحبت از تولید سالانه یک میلیون تن خرما در ایران شد. حال چه مقدار از این یک میلیون تن هر ساله صادر می شود؟
بین 10 تا 15درصد از این میزان هر ساله صادر می شود. البته ناگفته نماند که در طول تمام این سال هایی که ایران خرما صادر می کند، هیچ گاه صادراتش از 132هزار تن فراتر نرفته است.
حدود 35درصد از خرما نیز در داخل مصرف می شود و نزدیک به نیمی از خرمای تولیدشده به دلایل مختلف از چرخه مصرف خارج شده و از میان می رود.
* خرمای ایرانی با چه قیمتی به بازارهای جهانی عرضه می شود؟
قیمت هر کیلو خرمای صادراتی ایران کمتر از یک دلار است. یعنی کمتر از هزار دلار در هر تن، در حالی که خرمای کشوری مانند تونس به دلیل کیفیت بالایی که خرمای آنها در برخی انواع خاص دارد، با قیمت هایی نزدیک به 4هزار دلار در هر تن به فروش می رسد.
* یعنی خرمای ایرانی به دلیل بی کیفیتی است که با قیمت ارزان به فروش می رسد؟
نه، اصلا این طور نیست، برخی از اقلام خرمای ما، کیفیت بسیار بالا دارد و در جهان نیز معروف است، اما این خرماها نیز با قیمت های پایینی خریداری می شوند.
* چرا؟
چون وقتی مشتریان اروپایی سفارش خرید می دهند، خرما را به صورت فله و در قالب های حداقل 10کیلویی خریداری می کنند. عمده خرمای ایران به صورت بسته بندی صادر نمی شود. خرمای ایرانی تنها در صورت فله ای بودن است که امکان ورود به بازارهای صادراتی را پیدا می کند.
* چرا نظارتی بر نحوه فروش خرما نمی شود تا به صورت بسته بندی شده روانه بازارهای صادراتی شود؟
دولت که به صورت مستقیم نظارتی بر این موضوع ندارد، برای صادرکنندگان هم فقط فروش محصول اهمیت دارد و نه چند و چون صدور آن.
* چه راهکارهایی برای ورود به بازارهای صادراتی وجود دارد؟
اگر بتوان خرمای ارزان را وارد صنایع تبدیلی و بعد اقدام به صادرات فرآورده های حاصل از آن کرد، می توانیم گام بلندی در راه صادرات خرما برداریم. خرمای ارزان را هم می توان یا از داخل تهیه کرد یا خرمای کم کیفیت و ارزان کشورهای دیگر را وارد کرد.
* چه فرآورده هایی را می توان از خرما به دست آورد و تولید کرد؟
از خرما می توان نزدیک به 50 نوع فرآورده تولید کرد که به آن صنایع تبدیلی می گویند. از خرما می توان قند مایع، عسل خرما، آرد، خمیر، سس، رب، کشمش، ترشی، کمپوت، مارمالاد، مربا و …. تولید کرد. برای مثال یکی از کشورهای فعال در زمینه تولید سس خرما، ژاپن است. این در حالی است که امروزه سس خرما در ایران که دومین تولید کننده خرمای دنیا است، اصلا تولید نمی شود. همان طور که گفتم 50درصد از خرمای ایران هر ساله از بین می رود حال آن که این مقدار می توانست ماده اولیه صنایع تبدیلی ما باشد.
* دلیل از بین رفتن سالانه نزدیک به 500هزار تن خرما در ایران چیست؟
این مقدار خرما به دلیل عدم کیفیت، امکان صادرات یا حتی تازه خوری را ندارد. یکی از دلایل عدم کیفیت خرمای ایران تنوع ارقام آن است. ما خرماهای بسیار متنوعی در ایران داریم که تعداد آن به حدود 400 نوع می رسد. اما فقط 50 رقم آن اقتصادی است و قابلیت تازه خوری دارد.
* چرا اقدام به کاشت نخل های مرغوب نمی شود؟
امکان افزایش تولید خرمای مرغوب وجود دارد اما اقتصادی نیست؛ چرا که حداقل 10 سال طول می کشد نخل ها بار دهند. بنابراین به جای این که این زمان طولانی را به انتظار بنشینیم، بهتر است روی توسعه کارخانجات فعال در زمینه صنایع تبدیلی زمان گذاشت و سرمایه گذاری کرد. این اقدام از هر نظر به صرفه است. باید توجه داشت که در حال حاضر نیاز داخل به خرمای مرغوب تامین می شود. بازارهای صادراتی هم که کشش خرید بیش از این مقدار خرما را ندارد. پس بهترین راه پیش روی این صنعت صادرات فرآورده های خرما است که فضای مستعد و بکری دارد. ما باید خرمای مرغوب را به قیمت بالا بفروشیم و خرمای غیرمرغوب را وارد چرخه صنعتی کنیم. این بخش ارزش افزوده بالایی هم دارد.
*چرا اعتقاد دارید فضایی برای صادرات خرما بیش از مقدار امروزی وجود ندارد و بازارهای جهانی در حال اشباع شدن هستند؟
34کشور تولیدکننده خرمای جهان، سالانه حدود 7میلیون تن تولید دارند. اگر نگاهی به چرخه صادرات این 34کشور بیندازیم، می بینیم این کشورها نیز بین همان 10 تا 15درصد تولید داخلی شان صادرات دارند. مابقی تولیدشان را نیز یا در کشور خودشان به مصرف می رسانند یا همانند ایران از چرخه مصرف خارج می کنند.
بنابراین به جای اینکه تولیدی را افزایش بدهیم که همین امروز هم روی دستمان مانده، بهتر است مسیر استفاده از این مقدار خرما را تغییر داده و از آن استفاده بهینه کنیم.
*در حال حاضر چند درصد از آن 500هزار تن خرمای غیرمرغوب جذب صنایع تبدیلی می شود؟
امروزه کارخانه های فعال در صنایع تبدیلی ما، هم بسیار محدود هستند و هم به صورت منفرد فعالیت می کنند. نتیجه آنکه فعالیت هیچ یک از آنها اقتصادی نیست؛ برای مثال، اگر ما یک کارخانه تهیه الکل، سرکه، قند مایع، آرد یا خمیر بزنیم، به تنهایی اقتصادی نیست. باید یک مجموعه ای کنار هم قرار بگیرند تا شیره تولید شود، بعد این شیره تبدیل به ماده اولیه قند مایع شود و در نهایت قند مایع نیز ماده اولیه تهیه عسل خرما شود. پس لازم است کارخانه ها به صورت زنجیروار به هم متصل شوند تا توجیه اقتصادی پیدا کنند.
تمام این مسائل باعث شده است که تنها 10درصد از خرمای ما، جذب صنایع تبدیلی شود. یعنی تا رسیدن به حد مطلوب و مصرف کردن تمام خرمای غیرمرغوب تولیدی کشور در بخش صنایع تبدیلی، حدود 400هزار تن فاصله داریم.
*ارزش این 400هزار تن خرما چقدر است و چه بر سر آنها می آید؟
این 400هزار تن یا اصلا از درخت چیده نمی شوند یا به صورت ضایعات از بین می روند.
حال در نظر بگیرید با قیمت 200تومانی خرمای غیرمرغوب در هر کیلو، سالانه چه سرمایه ای از دست می رود. با یک حساب سرانگشتی می بینیم سالانه حدود 80میلیارد تومان در صنعت خرما حیف و میل می شود. در ضمن، به این نکته نیز باید توجه کرد که اگر این میزان خرما وارد صنایع تبدیلی می شد، حداقل ده برابر ارزش افزوده پیدا می کرد. با احتساب این ارقام، در کشور ما سالانه حدود 800میلیارد تومان از محل ضایعات خرما از دست می رود. این در حالی است که تمام صادرات خرمای ایران در سال بین 80 تا 120میلیارد تومان است.
*آیا قیمت خرمای صادراتی ما عادلانه است؟
خیر. یکی از دلایلش هم این است که خرمای فله ای ما مشتری مخصوص به خود را دارد. مشتریانی که خرمای ایرانی را می خرند، بهره وری شان در این است که خرما را به صورت فله از ما بخرند، در کشور خود به شکل های مختلف درآورده و در بسته بندی های متنوع به فروش برسانند. برای مثال، کشور فرانسه که یکی از خریداران عمده خرمای ایران است، بدون اینکه هیچ نخلی در کشورش بروید، سالانه حدود 15هزار تن خرما و فرآورده خرما به کشورهای مختلف دنیا صادر می کند.
* چرا خود ما اقدام به بسته بندی خرما نمی کنیم؟
چون مشتریان دیگر خرمای ما را نمی خرند. چند نفر عمده فروش خرما در جهان فعالیت می کنند که مشتری کلان خرمای ما نیز هستند.
این افراد از کشورهای انگلیس، آلمان، کانادا، فرانسه، آمریکا و برخی کشورهای تازه استقلال یافته شوروی هستند. این کشورها که تجارت جهانی خرما نیز در چنگشان است، با صادرکنندگانی که با آنها همکاری نمی کنند برخورد می کنند.
اینها اگر بفهمند چند صادرکننده می خواهند با هم متحد شوند که خرمایشان را به صورت فله نفروشند، اقدام به تحریم آن کشور و صادرکنندگان خرمایش می کنند. برای تهیه خرما هم به سراغ دیگر کشورها می روند و باعث متضرر شدن صادرکنندگان می شوند. بنابراین صادرکنندگان، در سال های بعد هر قیمتی که خریداران تعیین کنند، آنها نیز قبول می کنند.
منبع :روزنامه دنيای اقتصاد تاریخ : 27 فروردین 1388 شاخه : صنایع و معادن
