
هدفمندکردن یارانه ها در بخش صنعت اثرهای متعددی دارد، اما سه اثر آن بسیار مهم است. اول اینکه، منابع انرژی برای استفاده در بخش تولید آزاد می شود، به این معنا که صنایع تلاش خواهند کرد، در موقعیت هایی که امکان پذیر است، در مصرف انرژی صرفه جویی کنند.
دوم این که برای محصولات اثرگذار در مصرف انرژی یا محصولات انرژی بر تقاضاها جا به جا می شود. به طور مثال، ممکن است تقاضا برای آبگرمکن های خورشیدی افزایش یابد، اما به عوض تقاضا برای محصولات پرمصرف کاهش یابد. بنابراین در مجموع تقاضا برای خدمات و محصولات پربازده افزایش می یابد که این یک اثر مثبت است. هر چند امکان دارد برای برخی رشته های صنعتی این طرح یک تهدید به نظر برسد اما در مجموع یک فرصت به شمار می آید.
محور سوم، یافتن راهکارهایی در راستای کاهش هزینه تولید است. البته باید یادآوری کنم غیر از محور یارانه ها که یک وجه دو سویه دارد، بقیه محورهای طرح تحول برای صنایع یک فرصت محسوب می شوند و موجب بهبود فضای کسب و کار خواهند شد. بنابراین هدفمندکردن یارانه هم می تواند هم تهدید و هم فرصت باشد. اگر نسبت به تغییر و افزایش قیمت ها برخورد انفعالی داشته باشیم به طور قطع هدفمندکردن یارانه باعث افزایش هزینه های تولید و زیان ده شدن بنگاه ها یا ورشکستگی آنها می شود، اما در عین حال می تواند یک فرصت باشد زیرا با توجه به سهم بالای هزینه انرژی در قیمت تمام شده برخی صنایع بالادستی افزایش قیمت انرژی، هزینه های بیشتری را به بنگاه تحمیل می کند، افزایش هزینه ها باعث می شود بنگاه ها به یافتن راهکارهایی برای افزایش بهره وری مبادرت ورزند. اگر ما در وزارت صنایع و معادن بتوانیم پروژه هایی را که می توانند بهره وری تولید را افزایش دهند شناسایی کنیم و آنها رادر اختیار صنایع قرار دهیم، این امر باعث می شود در بخش صنعت تقاضای بهره وری افزایش یابد. همچنین اگر عرضه مناسب هم افراهم شودو یک واحد صنعتی برای افزایش بهره وری خود مورد حمایت قرار گیرد، انگیزه برای افزایش بهره وری بالا خواهد رفت و این امر نقطه عطفی در اقتصاد کشور خواهد بود. در کشورهای دارای رشد اقتصادی بالا، 50 درصد رشد از محل افزایش میزان بهره وری و50 درصد حاصل ارتقای فناوری، سرمایه و نیروی انسانی کارآمد است.
به عقیده من، بزرگ ترین چالش اقتصاد ما بهره وری بوده و طرح تحول فرصت خوبی برای افزایش بهره وری از طریق افزایش انگیزه واحدهای صنعتی است مشروط بر این که انگیزه ها درست شناسایی، هدایت و به آنها پاسخ داده شود.
چگونه می توان اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها را برای صنایع به فرصت تبدیل کرد؟
از زمان تشکیل ستاد تحول صنایع توانسته ایم، زیر ساخت های لازم را برای اجرای طرح تحول در بخش صنعت و معدن آماده کنیم. برای تبدیل تهدید احتمالی افزایش قیمت حامل های انرژی به فرصت رشد بهره وری و رشد اقتصادی در صنعت باید سه اقدام عمده صورت گیرد. نخستین اقدام قیمت گذاری است. با توجه به این که در بخش صنعت امکان کاهش مصرف انرژی کمتر است، از این رو، زمان و هزینه زیادی برای تحقق این کاهش باید صرف کرد در حالی که در بخش خانگی با صرف هزینه های کمترو اقدام های ساده ای مانند استفاده از درزگیر، دوجداره کردن شیشه ها، استفاده از رنگ های عایق و ... می توان مصرف انرژی را کاهش داد.
با توجه به مسایلی که ذکر کردم، به فرصت نیاز داریم تا واحدها پیش از افزایش قیمت انرژی، بهره وری انرژی خود را افزایش دهند. پس سناریوی افزایش قیمت باید به شکل تدریجی انجام شود و ترجیحی باشد و میانگین قیمت محاسبه شود.
در قانون هدفمندکردن یارانه ها هم این دو نکته ذکر شده و این به آن دلیل است که برای بخش های مولد قیمت پایین تر وبرای بخش های غیر مولد قیمت بالاتر در نظر گرفته شود و یک میانگین قیمت را تعیین کنیم. در خصوص سناریوی قیمت، تعامل های مثبتی با وزارت امور اقتصادی و دارایی داشته ایم، اما هنوز قیمت قطعی تعیین نشده است. محور دوم کار ما بهبود میزان بهره وری در بخش صنعت و معدن است. در این خصوص تاکنون سه برنامه انرژی، بازار و صادرات و واردات تدوین شده است.
در مورد انرژی تاکنون 16 پروژه تعریف و اجرا شده است و در مورد دو برنامه دیگر مراحل تدوین را پشت سر گذاشته ایم. یکی از برنامه ها، ساماندهی تولید یا بهبود مدیریت در واحدهای صنعتی است، هر بنگاه دارای دو بخش بوده یکی مدیریت منابع انسانی و دیگری، تجهیزات و ماشین آلات. برنامه انرژی برای ماشین آلات اجرا می شود که بهره وری را ارتقا می دهد و برای بخش سازمانی واحدهای صنعتی هم ساماندهی تولید را داریم. مجموع این دو برنامه و یک برنامه تامین مالی که در حال تهیه است، 50 پروژه می شود که با 16 پروژه مربوط به مصرف، در مجموع 66 پروژه داریم.
محور دیگر در صنعت، تنظیم واردات و صادرات است. در جایی که نتوان تعرفه ها را تغییر داد یا اجرای پروژه های ارتقای بهره وری قابل اجرا نباشد، از روش های جبرانی مانند کاهش نرخ استهلاک برای مالیات، یارانه سود بانکی و چندین روش اقتضایی دیگر استفاده خواهیم کرد.
در این جا باید خاطر نشان کنم که ستاد تحول صنایع به صورت دقیق تعیین کرده است که کدام صنایع مشکل دارند و کدامیک نیازمند حمایت هستند. ما رشته های صنعتی آسیب پذیر را شناسایی و دسته بندی کرده ایم. صنایع از این جهت در 4 دسته تقسیم می شوند:
دسته اول، شامل نساجی، چوب و کاغذ، ظروف شیشه ای و چینی است.
دسته دوم، فولاد، مس، آلومینیوم، آلیاژ، سرب و ریخته گری را در بر می گیرد.
دسته سوم صنایع سیمان، کاشی و سرامیک، چینی بهداشتی و ... هستند.
دسته چهارم هم شامل صنایع غذایی و به طور عمده قند و شکر، روغن نباتی و صنایع شیمیایی می شود. این چهار دسته صنایعی هستند که در مقابل آزادسازی قیمت حامل های انرژی آسیب پذیرترند. این گروه ها بر اساس میزان و سهم هزینه انرژی در قیمت تمام شده محصولات، کشش قیمتی تقاضا و این موضوع که صادرات و واردات چه تاثیری در هزینه ها و محصولات آنها دارد، تعیین شده اند. پروژه هایی که به آنها اشاره کردم به تناسب برای بنگاه هایی که لازم است، اجرا می شود. به عنوان مثال برای صنعت سیمان، 4 پروژه قابل اجرا است.
یکی از پروژه های مهم ما که باید دربره آن توضیح دهم، مشارکت در بازار عمده فروشی برق است؛ یعنی واحدهایی که مصرف برق بیشتری دارند. به جای این که برق را از شرکت های برق منطقه ای خریداری کنند، خودشان وارد بازار شوند و برق مورد نیاز خود را از بازار برق خریداری کنند. این کار حداقل موجب می شود هر کیلو وات ساعت برق حداقل 20 تا 40 ریال ارزان تر به دست آنها برسد.
چه ضمانت اجرایی برای برنامه های متعددی که به منظور حمایت از صنایع یا اصلاح فرآیند تولید آنها برای کاهش مصرف برق پیش بینی کرده اید، وجود دارد؟
برای اجرای هر برنامه و پروژه به دو عنصر منابع مالی و مدیریت نیاز داریم. در زمینه صنایع، یک سری اقدام هایی را که هزینه آنها پایین است یا توجیه اقتصادی دارند، آغاز کرده ایم، مانندساخت مولدهای ترکیبی برق و گرما؛ این مولدها به اندازه ای از لحاظ اقتصادی جذابیت دارند که نیاز به طی بوروکراسی دولتی برای گرفتن تسهیلات دولتی از بانک مرکزی نیست و شرکت های خصوصی تمایل دارند در این زمینه سرمایه گذاری کنند.
یک سری موارد پرهزینه باقی می ماند که به دلیل عدم تمایل بخش خصوصی برای ورود به آنها دولت باید برای آنها یارانه در نظر بگیرد. منابع لازم برای تامین مالی چنین مواردی از محل 30 درصد حاصل از هدفمندکردن یارانه ها تامین خواهدشد. موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه شود این است که اگر منابع تامین شود، آیا مدیریت توانمندی وجود دارد که قادر باشد پروژه ها را اجرا کند.
چگونه از صنایع برای اصلاح فرایند تولید حمایت خواهید کرد و اثرهای احتمالی اجرای طرح را بر رکود برخی صنایع کاهش خواهید داد؟
ما قیمت را افزایش نخواهیم داد و پیشنهادهایی نیز برای جلوگیری از افزایش قیمت داریم. از جمله این که تصمیم هایی در خصوص منابع طرح تحول اقتصادی گرفته ایم. با توجه به مصارفی که وجود دارد، منابع را تقسیم بندی می کنیم و تحت سه برنامه کلی سعی داریم آثار اجرای طرح را بر صنایع به حداقل برسانیم. یکی، تعیین قیمت است. دوم، اجرای 66 پروژه است که آن را پیگیری می کنیم و سوم موضوع تعرفه ها است. سعی می کنیم قیمت ها را افزایش ندهیم و صنایعی را که مشکل آنها حل نشد با تعرفه و کاهش نرخ استهلاک و تامین نقدینگی حمایت کنیم. بنابراین اگر هوشمندانه برخورد کنیم طرح تحول اقتصادی یک فرصت بزرگ خواهد بود.
چگونه سیستم بانکی منابع لازم را برای حمایت از صنایع تامین می کند؟
قرار نیست ما مشکلات را با منابع مالی حل کنیم ما سعی می کنیم کمک بلاعوض ندهیم، بلکه با ایجاد منابعی که از طریق طرح هدفمندکردن یارانه ها به دست می آید، مشکلات را حل کنیم.
منبع :خبر گزاري موج تاریخ : 4 فروردین 1389 شاخه : صنایع و معادن
